من تورا در خلوت شبهای عشاق می جویم .در سکوت دلنشین نیمه شب که همه موجودات عالم در خوابند ،تورا در ترنم باران بهاری که دلنشین ترین نغمه حیات است می بینم .
تو را در آوارگی و سرگردانی پرندگان عاشق شهرمان می جویم ،در قطره شبنم نشسته بر برگ گلی و یا قطره ای که از شاخه ای باران زده می چکد میجویم
خدایا من تو را در سینه ای که به ظلم وستم دریده میشود وبه خون می تپد ویا در اولین دم نوزادی که زندگی اش را با شور می آغازد می جویم
من تورا لابلای شب بوها بین تمام مهربانیهاوسرآغاز هر شروعی می بینم
خدای مهربان من
خدای مهربان ما ...تو در تمام ذرات وجودم ...درتمام ذرات وجودمان جریان داری وبا مایی ،
هر لحظه وهر کجا که هستم وهستیم دستمان رابگیر
