تقديم به اشكهايي كه غرورشان شكست و عهدهايي كه كسي آنها را نبست ...
باز هم تكرار است
قصه عهد شكستن با اشك
دل بريدن از هم ،گم شدن ،نيست شدن
قصه عشق خيالي و دروغ
باز بازيچه شدن در دام عشق
باز تكرار همان حرف كه بي تو هرگز !!!
قصه باران گرفتن در چشم
در ميان رويش فصل خزان
و صداي ترك يك دلگرم
و شكستن غرور يك سرو بلند
قصه پونه عشق ،قصه موج نگاه
قصه غربت يك ياس جوان
قصه له شدن يك حس ناب
سرگذشت بي سرانجام دو بال
آري انگار همه تكرار است
ومن اما غمگين باز هم ميخوانم
باز هم ميخوانم نوحه تلخ جدايي ها را
باز هم ميگويم كه دروغ است وفا
كه دروغ است محبت يا عشق
آري امروز من فهميدم كه دروغ است
همان حرف، كه بي تو هرگز........
شعر از باران
