تبليغاتX
باران

باران

شیشه ی پنجره را باران شست ... اما چه کسی نقش تو را از دل من خواهد شست

دلم به مهر تو یک دم غم زمانه نداشت

که این پرنده خوش نغمه در پناه تو بود

بلور اشک به چشمم نشست وقت وداع

که اولین غم من آخرین نگاه تو بود......

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:23  توسط   |