تبليغاتX
باران

باران

شیشه ی پنجره را باران شست ... اما چه کسی نقش تو را از دل من خواهد شست

 اطمينان:

روزي اهل روستا تصميم گرفتند براي بارش باران دعا كنند

در روز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط يك پسر بچه همراه خود چتر آورده بود .

به اين مي گويند اطمينان.

ايمان

ايمان هم چون كودكي يك ساله است كه وقتي شما او را به هوا مي اندازيد ، مي خندد ... چون مي داند كه شما او را خواهيد گرفت .

اميد

هر شب به رختخواب مي رويم ، بدون هيچ تضميني برا ي اينكه فردا صبح از خواب بيدار شويم .. با اين وجود كلي برنامه ريزي براي روز آينده داريم .

اطمينان كنيد ، به خداوند ايمان داشته باشيد و هيچ وقت اميد خود را از دست ندهيد...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 12:51  توسط   |