اطمينان:
روزي اهل روستا تصميم گرفتند براي بارش باران دعا كنند
در روز مقرر همه گرد هم آمدند و فقط يك پسر بچه همراه خود چتر آورده بود .
به اين مي گويند اطمينان.
ايمان
ايمان هم چون كودكي يك ساله است كه وقتي شما او را به هوا مي اندازيد ، مي خندد ... چون مي داند كه شما او را خواهيد گرفت .
اميد
هر شب به رختخواب مي رويم ، بدون هيچ تضميني برا ي اينكه فردا صبح از خواب بيدار شويم .. با اين وجود كلي برنامه ريزي براي روز آينده داريم .
اطمينان كنيد ، به خداوند ايمان داشته باشيد و هيچ وقت اميد خود را از دست ندهيد...
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 12:51  توسط
|
